سيد جلال مصطفوى كاشانى

44

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

13 . در علم الغدد ، جلد 1 ، صفحه 153 آورده است : « قلب آرام و نبض آهسته مىزند » . در كامل الصناعه نيز به اين مورد اشاره شده است « و نبضه بطيئا » يعنى ، نبض آهسته مىزند . اين علامت‌ها كه جزئيات آن به تفصيل در كتاب‌هاى امروزى درج شده است ، به كم‌كارى غده تيروئيد مربوط مىشود كه بيمارى ميكسدم را به وجود مىآورد ، و تشخيص آن فوق‌العاده آسان است . در كتاب علم الغدد جلد 1 ، صفحه 165 مىنويسد : ميكسدم كامل و معمولى بالغان را با يك نظر مىتوان شناخت . علايم مشخصى كه ياد شد پزشك را از خطا بازمىدارد ؛ اما در اشكال ناجور ( آتىپيك ) و ناقص بايد بين عوارض مشابه افتراق و تميز داد . ولى متأسفانه اشكال ناقص و ناجور و نارسايىهاى تيروئيد به اين سادگى و سهولت تشخيص داده نمىشود حتى پزشكان مجرب نيز گاهى از تشخيص آن‌ها عاجزند ، چنان‌كه سزارى در كتاب بيمارىهاى غدد مترشح داخلى ، صفحه 216 ، صريحا به اين معنى اشاره كرده و مىنويسد : « تشخيص بيمارى هميشه آسان نيست » . در مورد گواتر اگزوفتالميك يا بيمارى بازدو كه بر اثر شدت عمل غده تيروئيد بروز مىكند نيز همين مسئله صادق است و باز در كتاب علم الغدد دربارهء تشخيص آن چنين مىخوانيم : « در اشكال جور و كامل ، تشخيص بيمارى بسيار آسان است و با يك نظر مىتوان آن را بازشناخت ؛ اما در اشكال ناجور يا ناقص ، مخصوصا در مواقعى كه يك يا دو علامت بيشتر موجود نيست ، به‌دشوارى روبه‌رو مىشويم » . ولى بايد دانست كه در جوامع بشرى ، تعداد ميكسدم و بيمارى بازدو ، نسبتا كم و تعداد كم‌كارى خفيف تيروئيد يا پركارى خفيف تيروئيد بىاندازه زياد است . چنان‌كه مثلا در شهر دويست هزار جمعيتى ، در برابر ده‌ها مورد ميكسدم ، مسلّما ده هزار نفر مبتلا به كم‌كارى خفيف تيروئيد وجود دارد كه معمولا تشخيص داده نمىشود و به نوشته سزارى به حساب بيمارىهاى ديگر گذاشته مىشود ؛ اما در اين مسئله نبايد پزشكان را مقصر دانست ، بلكه اين